به نام خدا
اين وبلاگ زير نظر هيچ گروه خاصي نيست . اشعار و داستان ها از شاعران و نويسنده هاي انجمن ادبي شهرستان رامهرمز در اين وبلاگ وجود دارد.
منبع اخبار منتشر شده در اين وبلاگ هيچ ارتباطي باانجمن ادبي رامهرمز ندارد .
دوستان ، خواهشمنديم براي پيشرفت كار اين وبلاگ براي هر بخش نظر دهيد .
با تشكر مدير موقت وبلاگ :حميدرضا مرتضي پور
كمايي
میخواست پدر عصاشوم٬مرد شوم یک آینه که گریه نمیکرد شوم او پیر شدو گمان نمیکرد که من یک زن٬شبح زنده ی شبگرد شوم
۱ نظر:
شعر زيبا و جالبي بود .رباعي با بيت قوي شروع شده و در صورتي كه بيت دوم هم به قدرت بيت اول باشد مي توان گفت يك رباعي بسيار قوي است .
ارسال یک نظر