ممبني

حوصله ام
در فراسوی روزی که نیست
رفته است.
من
سرریز می شوم از چشمان دنیا

کسی پشت سرم فریا می زند:
"آاااای مبادا خاطره ای جا بماند"

۲ نظر:

ناشناس گفت...

شعر سپيد زيبايي بود.
چگونه گفتن را قشنگ اجرا كردي

ح.م گفت...

من پيشنهاد مي كنم كه آااااي رو حذف كني