حوصله ام
در فراسوی روزی که نیست
رفته است.
من
سرریز می شوم از چشمان دنیا
کسی پشت سرم فریا می زند:
"آاااای مبادا خاطره ای جا بماند"
در فراسوی روزی که نیست
رفته است.
من
سرریز می شوم از چشمان دنیا
کسی پشت سرم فریا می زند:
"آاااای مبادا خاطره ای جا بماند"
۲ نظر:
شعر سپيد زيبايي بود.
چگونه گفتن را قشنگ اجرا كردي
من پيشنهاد مي كنم كه آااااي رو حذف كني
ارسال یک نظر