پدرام اسدي

به سر انگشتان
استخوان چشم خانه ام را مي جويم
سختي و بريدگي هايش
سخت و سپيد خواهد بود
در آرامش جاودانه اش

كه از امروز خاطره اي خواهد داشت؟
از شيفتگي و بهت
از عشقي كه در قلب آدمي است؟

كه به ديداري زيبا مي شود؟
در لبخندش

۳ نظر:

ناشناس گفت...

ين شعر با ابتداي قوي شروع شد .
در كل شعر يك دستي بود و فقط انگار بايد ادامه داشته باشد

H.R گفت...

شعرهاي جالب و بسيار قوي اي دارد اما از لحاض ظاهر وبلاگ مقداري خشك است،اگر از عكس يا تصاويري استفاده شود بسيار زيبا تر خواهد شد. متشكرم

ميثم خنداني گفت...

شروع و پايان شعر بهم گره خورده اين باعث قوت شعر شده ...

بند مياني خوب باعث ارتباط ميان بند بالايي و پاييني شده.
واقعا از " كه به ديداري زيبا مي شود؟
در لبخندش " خوشم اومد

جالب بود
موفق باشي